امیدوارم تابستون حسابی بهتون خوش گذشته باشه.....
میخواستم ببینم شماها از کی میرید دانشگاه؟ممنون میشم جواب بدید....![]()
![]()
![]()
اخبارهشتاد و هفتیهای دانشکده مهندسی علوم آب
امیدوارم تابستون حسابی بهتون خوش گذشته باشه.....
میخواستم ببینم شماها از کی میرید دانشگاه؟ممنون میشم جواب بدید....![]()
![]()
![]()
من غلام قمرم غیر قمر هیچ
مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن
گنج مگو ور از این بیخبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم
عشق مرا دید و بگفت آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از
چیز دگر میترسم گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو
سخنهای نهان خواهم گفت سر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
گفتم
این روی فرشتهست عجب یا بشر است گفت این غیر فرشتهست و بشر هیچ مگو
گفتم
این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد گفت میباش چنین زیر و زبر هیچ مگو
ای
نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال خیز از این خانه برو رخت ببر هیچ مگو
مجموعه مهندسي کشاورزي- آبياري و زهکشي:
1- زبان عمومي و تخصصي، ضريب 2
2- رياضيات، ضريب 2
3- هيدروليك و هيدروليك انهار، ضريب 2
4- رابطه آب و خاك و گياه، ضريب 2
5- سيستمهاي آبياري، ضريب 2
6- مهندسي زهكشي، ضريب 3
7- هيدرولوژي، ضريب 3
8- مكانيك خاك، ضريب 0
9- ساختمانهاي انتقال و توزيع آب، ضريب 0
10- هيدرولوژي آبهاي سطحي و زيرزميني، ضريب 0
11- آمار و احتمالات، ضريب 0
12- مديريت منابع آب. ضريب 0
مجموعه مهندسي کشاورزي- سازه هاي آبي:
1- زبان عمومي و تخصصي، ضريب 2
2- رياضيات، ضريب 2
3- هيدروليك و هيدروليك انهار، ضريب 3
4- رابطه آب و خاك و گياه، ضريب 0
5- سيستمهاي آبياري، ضريب 0
6- مهندسي زهكشي، ضريب 0
7- هيدرولوژي، ضريب 2
8- مكانيك خاك، ضريب 2
9- ساختمانهاي انتقال و توزيع آب، ضريب 3
10- هيدرولوژي آبهاي سطحي و زيرزميني، ضريب 0
11- آمار و احتمالات، ضريب 0
12- مديريت منابع آب. ضريب 0
مجموعه مهندسي کشاورزي- مهندسي منابع آب:
1- زبان عمومي و تخصصي، ضريب 2
2- رياضيات، ضريب 2
3- هيدروليك و هيدروليك انهار، ضريب 2
4- رابطه آب و خاك و گياه، ضريب 0
5- سيستمهاي آبياري، ضريب 0
6- مهندسي زهكشي، ضريب 0
7- هيدرولوژي، ضريب 0
8- مكانيك خاك، ضريب 0
9- ساختمانهاي انتقال و توزيع آب، ضريب 0
10- هيدرولوژي آبهاي سطحي و زيرزميني، ضريب 4
11- آمار و احتمالات، ضريب 2
12- مديريت منابع آب. ضريب 2
------------------------------------------------------------------------------------------------
پ ن : این پست گذاشتم برای اون کسایی که می خوان از این تابستان خودشون رو برای کنکور ارشد آماده کنن (یا اون گرایشی که می خوان برن انتخاب کنن)
تاريخچهي تقلب از جايي شروع ميشود که حسن کچل براي نخستين بار تن لش را تکان داد
و به مکتب رفت.
از بد ماجرا همان روز امتحان ماهيانهي کودکان فلک بخت مکتب بود. ليک حسن از روي گشادي، چشمان چپش را بر روي ورقهي همزاد انداخت تا نکتي بس ارزشمند از ورقهي فوق الذکر، دشت کند. اين بود که اولين تقلب تاريخ بشري زده شد. البته اين تقلب با روشهاي فوق العاده ابتدايي (البته در مقابل ترفندهاي کنوني) صورت گرفت. بدين ترتيب که حسن با کلي زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالاي ورقهي همزاد رسانيد و خيلي راحت مطالب را دو در فرمود.
زان پس تقلب دوران طلايي خود را آغاز کرد. بدين ترتيب که گسترش يافت و مصاديقي متفاوت پيدا کرد. از جمله تقلبهاي رايج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زني، تقلب در بازي (که از آن به جر زني تعبير ميشود) را ميشود نام برد.
حال روش هايي از تقلب در امتحانات را به نظرتان ميرسانيم:
روش هاي نوشتاري:
۱- نوشتن روي کف پا، پس کله، پشت گوش و…
۲- نوشتن روي ميز، پشت نيمکت، زير نيمکت، پشت مانتوي دختر جلويي و…
۳- نوشتن روي دستمال دماغي، پاکت نامه و…
۴- نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازي آن در سوراخهاي مختلفي از جمله دماغ، دهن، فک پايين، دريچهي آئورت و …
روش هاي با کلاسي:
۱- استفاده از ماشين حسابهاي مهندسي
۲- استفاده از آيينه، موچين، لوازم آرايش، فيلم، عکس
روش هاي جوادي:
۱- خر نمودن يک فقره بچه خرخون
۲- خم کردن سر به روي ورقهي طرف به صورت تابلو.
انگار این وبلاگ هم مثل خیلی چیزای دیگه به تاریخ پیوسته!
نه هیچکی سر میزنه نه آپ میشه نه کامنتی...!
مشغولیات و اینا واسه مون وقتی نذاشته شاید تابستون دوباره این وبلاگ رونق بگیره...
شاید...

بهار که میشود؛
نگاه کوه و دشت و صحرا، منتظر طراوت و شکفتن و رویش است.
بهار که میشود؛
ابرها هم گریههای بهاری سر میدهند، برای خریدن ناز زمین.
بهار که میشود؛
گل و شکوفه و سبزه یادشان میآید که هر مرگی را رستاخیزیست.
بهار که میشود؛
دریا آرام موج میزند به ساحل، تا تلنگری زده باشد به ماسههای سرگردان
ساحلنشین.
بهار که میشود؛
پرستو باز میگردد، تا بسازد ویرانهای که بهار گذشته ساخته بود، برای
ویران شدن تا بهار آینده.
بهار که میشود؛
آغاز میشود سالی که شروع کند، ورق زدن تقویم را تا پایان.
و بهار که میشود؛
کوه و دشت و صحرا و ابر و گل و شکوفه و دریا و پرستو و تقویم و زمین و
زمان؛ چوبخط خود را خراش دیگری میدهند از گذشت یک سال دیگر تنهایی.
بهار که میشود؛
نوروز به یاد میآورد، که بهاری نیست، تا بهار آفرین نیاید.
بهار که میشود؛
بهار، بی بهار جان و دل، رنگ پاییز دارد.
السلام علیک یا ابا صالح المهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف).
سلامت را نمی خواهم پاسخ گفت
سرها در گریبان استکسی سر بر نیارد کرد
پاسخ دادن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید و نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کس یازی
به اکراه آورد دست از بغل بیرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سینه می آید برون
ابری شود تاریک
چو دیوار ایستد در پیش چشمانت
نفس که این است
پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک
مسیحای جوانمرد٫ ای ترسای پیر پیرهن چرکی
هوا بس ناجوانمردانه سرد استدمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی٫ در بگشای
منم من میهمان هر شبت٫ لولی وش مغموم

منم من سنگ تیپا خورده رنجور
منم دشنام پست آفرینش
نغمه ناجور٫ نغمه ناجور
نه از رومم نه از زنگم
همان بی رنگ بی رنگم
بیا بگشای در٫ دلتنگم
حریفان٫ میزبانان
میهمان سال و ماهت
پشت در چون موج می لرزد
تگرگی نیست٫ مرگی نیست
صدایی گر شنیدی
صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جان بگذارم
چه می گویی که بی گه شد
سحر شد
بامداد آمد

فریبت می دهند بر آسمان
این سرخی بعد از سحر گه نیست
حریفان گوش سرما برده است
این یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت
نه تور مرگ اندود پنهان است
حریفا را چراغ باده را افروز
شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر٫درها بسته٫ سرها در گریبان
دستها پنهان٫ نفسها از دلها خسته و غمگین
درختان اسکلت های بلور آگین
زمین دلمرده ٫سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است
زمستان است
هر دمی چون نی، ازدل نالان، شكوه ها دارم
روی دل هر شب، تا سحرگاهان با خدا دارم
هر نفس آهیست، از دل خونین
لحظه های عمر بی سامان، میرود سنگین
اشك خون آلود من دامان، می كند رنگین
به سکوت سرد زمان
به خزان زرد زمان
نه زمان را درد کسی
نه کسی را درد زمان
بهار مردمی ها دی شد
زمان مهربانی طی شد
آه از این دم سردیها، خدایا
آه از این دم سردیها، خدایا
نه امیدی در دل من
که گشاید مشکل من
نه فروغ روی مهی
که فروزد محفل من
نه همزبان دردآگاهی
که ناله ای خرد با آهی
داد از این بی دردیها، خدایا
داد از این بی دردیها، خدایا
نه صفایی ز دمسازی به جام می
که گرد غم ز دل شوید
که بگویم راز پنهان
که چه دردی دارم بر جان
وای از این بی همرازی خدایا
وای از این بی همرازی خدایا
وه که به حسرت عمر گرامی سر شد
همچو شراره از دل آذر بر شد و خاکستر شد
یک نفس زد و هدر شد
یک نفس زد و هدر شد
روزگار من به سر شد

چنگی عشقم راه جنون زد
مردم چشمم جامه به خون زد ..یارا
دل نهم ز بی شکیبی
با فسون خود فریبی
چه فسون نافرجامی
به امید بی انجامی
وای از این افسون سازی، خدایا
وای از این افسون سازی، خدایا
پایان ایام سوگواری امتحانات رو به خودم شما و کلیه دانشجویان اعم از دانشجویان آب برق تلفن گاز...! ببخشید! دانشجویان کلیه رشته ها تبریک و تهنیت عرض طول و ارتفاع آن را محاسبه کنید!!
شایعه شده دانشگاه تا ۱ اسفند تعطیله و هیچ کلاسی هم تشکیل نمیشه!!! شمام شنیدیدن؟؟؟!!